محمد رضا واليزاده معجزى
589
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
تصرف قلعه فلك الافلاك سيد عبده ، سوداگر دزفولى كه به عنوان تجارت سالى چند نوبت از دزفول به خرمآباد مىآمد ، با ديوان بيگى و سيف اللّه خان دوستى و يگانگى زايد الوصفى داشت . وى از توجه سربازان به سوى محله دوازده برجى كه خانه اين دو برادر در آنجا بود ، با اطلاعى كه از بروز اختلاف فيما بين آنان و حكمران و تصميم حكمران به توقيف آنان داشت ، تداعى حاصل كرد كه سربازان براى دستگير ساختن آنها مىروند و لذا يا سرعت خود را پيش از قزاقها به خانه سيف اللّه خان رسانيده و به او گفت : " چه نشستهاى كه الان دستگير مىشوى " . سيف اللّه خان كه مردى ساده و درعينحال بىحوصله بود ، فورا با عدهاى از تفنگچيان به برجهاى اطراف بام صعود نموده و به محض نزديك شدن محمد حسن خان و سى نفر قزاقان به آنان شليك كرده ، در ظرف چند دقيقه آنها را شكست داد و فرارى ساخت و چون مىدانست نظام السلطنه اين شكست را تحمل نكرده و نيروى كافى جهت تنبيه او خواهد فرستاد ، لذا با تفنگچيان خود قلعهء فلك الافلاك را كه در فاصله چند مترى خانه او قرار داشت و آن موقع خالى بود ، تصرف كرد . اين اقدام سيف اللّه خان علتش آن بود كه قلعه بر خانه او و برادرش ديوان بيگى مشرف بود و در صورت بروز جنگ قزاقان مىتوانستند از فراز قلعه همه افراد خانواده او و ديوان بيگى را هدف سازند و لذا پيشدستى كرده ، بدون فوت وقت به وسيله تفنگچيان خود قلعه را تصرف و برج و با روهاى آن را مملو از تفنگچى كرده و عمارت دار الحكومه را كه در صحن گلستان « 1 » قرار داشت و قلعه كاملا مسلط بر آن بود ، زير آتش گلوله گرفتند . باوجودى كه نيروى متمركز در گلستان چند برابر تفنگچيان سيف اللّه خان بودند ، مع هذا به واسطه استحكام قلعه و اشراف آن به سربازخانه دار الحكومه ، در همان شليك اول شكست در نيروى قزاق افتاد و تصميم به فرار گرفتند . ولى چه سود كه يك نفرشان هم جان سالم به در نمىبردند . سيف اللّه خان در همان موقع كه به فراز فلك الافلاك مىرفت يك نفر از نوكران خود را به محله چاغروندها ( كوى بابا طاهر ) به خانه آقا ربيعا و معين السلطنه فرستاد و قضيه را به آنها اعلام
--> ( 1 ) . در محوطه گلستان چند دستگاه عمارت مجلل و آبرومند قرار داشت كه هريك نامى داشتند : يكى از اين عمارات مقر حكمران و اعضاء و اجزاء حكومتى بود . عمارت ديگر را " لرّيه " به ضم لام مىناميدند و دستگاه ديگرى را كه در ناحيهء غربى محوطه گلستان بود . عمارت " ذخيرهخانه " مىگفتند و بقيه هم مانند " برج آبى " هريك نامى داشتند .